تبليغاتX
انجمن شاعران جوان دلیجان
به جرم بودن   (من و تو گم شدیم )

در سایه ای که هیچوقت   مال ما ....

و خانه ای که سرشار از سکوت 

و شهری که شهروندان آن زندانی بودند

به جرم بودن من وتو گم شدیم در میان

خاطراتی از عکس ها بین کتابها و زیر خاک 

من و تو  گم شدیم تا .........                         (م اصلانی)

 

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه 20 مرداد1386 و ساعت 11:42 قبل از ظهر |
قفسی خواهم ساخت

به درونش خواهم گریخت

از تمام قرمزها ...... سیاه ها ......

و از تمام سبزهای لجنی

قفسم قفلی به سنگینی دنیا دارد

کلیدش را به کلاغ خواهم داد تا با خود  به جهنم ببرد

قفسم را دوست دارم که در آن میتوانم .

هرآنچه خواهم کرد .......

هرآنچه خواهم گفت .....

هرآنچه خواهم بود

چه صفایی دارد پرواز ؟!

زیر این گنبد مشت خورده کبود

که من با بالهای قفس

پرواز میکنم .

(هیچکس)

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت 3:33 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM