قفسی خواهم ساخت
به درونش خواهم گریخت
از تمام قرمزها ...... سیاه ها ......
و از تمام سبزهای لجنی
قفسم قفلی به سنگینی دنیا دارد
کلیدش را به کلاغ خواهم داد تا با خود به جهنم ببرد
قفسم را دوست دارم که در آن میتوانم .
هرآنچه خواهم کرد .......
هرآنچه خواهم گفت .....
هرآنچه خواهم بود
چه صفایی دارد پرواز ؟!
زیر این گنبد مشت خورده کبود
که من با بالهای قفس
پرواز میکنم .
(هیچکس)
+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 17 مرداد1386 و ساعت
3:33 بعد از ظهر |

